تبلیغات
نورالهدی - حکایت قرآنی4

مسکینی نزد پادشاهی آمد و گفت: ای امیر به مقتضای آیه "إنّمَا المؤمنون إخوَه- حجرات/10" مرا در مال تو سهمی است؛ چرا که برادرت هستم. امیر دستور داد تا یک دینار به او دادند.

مسکین گفت: ای امیر این مبلغ کم است.

امیر گفت: ای درویش! تنها تو برادر من نیستی؛ بلکه همه ی مؤمنان برادر من هستند و اگر مال مرا به همه ایشان قسمت کنند به تو بیش از این نمی رسد.

هزار و یک حکایت قرآنی، ص 704





نوع مطلب : حکایات قرآنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 24 شهریور 1396 02:31 ب.ظ
It's nearly impossible to find experienced people for this topic, but you seem like you know what you're talking about!
Thanks
شنبه 11 شهریور 1396 08:51 ب.ظ
You actually make it appear really easy with your presentation however I to find this matter to be really one thing that
I think I'd never understand. It seems too complex and very large for me.
I'm having a look ahead for your next post,
I'll attempt to get the hang of it!
جمعه 25 فروردین 1396 12:10 ب.ظ
Excellent post. Keep writing such kind of info
on your blog. Im really impressed by your site.

Hi there, You've performed an incredible job. I will definitely digg it and personally recommend to
my friends. I'm sure they'll be benefited from this site.
یکشنبه 5 تیر 1390 10:04 ق.ظ
عجب پادشاه رندی:D
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


اِنَّ هذا القُرآنَ یَهدی لِلتی هیَ أقوَم

مدیر وبلاگ : روح الله شعبانی- خدیجه خلیلی
نظرسنجی
از کدام قسمتهای وبلاگ خوشتان می آید؟













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :